|

Front List
Literature

سنگـسـار
.
Recent
NIAC charlatanism is not about things that I disag...
NIAC: The murky organization
“Why would Ambassad...
Do Trita Parsi and NIAC use porn as a way to force...
Nobel prize ceremony with victims' mothers
A gro...
I was reading about the hostage crises and the ti...
Yes! There is a connection between human security ...
Iran: Crimes Against Humanity
This report may he...
An Open Letter to Pantea Beigi
As a participant...
Iran
It looks like that Reza Aslan and Trita Pars...
Security Apparatus versus Pasdaran
I am not so mu...
03/01/2003 - 04/01/2003
04/01/2003 - 05/01/2003
05/01/2003 - 06/01/2003
06/01/2003 - 07/01/2003
07/01/2003 - 08/01/2003
08/01/2003 - 09/01/2003
09/01/2003 - 10/01/2003
10/01/2003 - 11/01/2003
11/01/2003 - 12/01/2003
12/01/2003 - 01/01/2004
01/01/2004 - 02/01/2004
02/01/2004 - 03/01/2004
03/01/2004 - 04/01/2004
04/01/2004 - 05/01/2004
05/01/2004 - 06/01/2004
06/01/2004 - 07/01/2004
07/01/2004 - 08/01/2004
08/01/2004 - 09/01/2004
09/01/2004 - 10/01/2004
10/01/2004 - 11/01/2004
11/01/2004 - 12/01/2004
12/01/2004 - 01/01/2005
01/01/2005 - 02/01/2005
02/01/2005 - 03/01/2005
03/01/2005 - 04/01/2005
04/01/2005 - 05/01/2005
05/01/2005 - 06/01/2005
06/01/2005 - 07/01/2005
07/01/2005 - 08/01/2005
08/01/2005 - 09/01/2005
09/01/2005 - 10/01/2005
10/01/2005 - 11/01/2005
11/01/2005 - 12/01/2005
12/01/2005 - 01/01/2006
01/01/2006 - 02/01/2006
02/01/2006 - 03/01/2006
03/01/2006 - 04/01/2006
04/01/2006 - 05/01/2006
05/01/2006 - 06/01/2006
06/01/2006 - 07/01/2006
07/01/2006 - 08/01/2006
08/01/2006 - 09/01/2006
09/01/2006 - 10/01/2006
10/01/2006 - 11/01/2006
11/01/2006 - 12/01/2006
12/01/2006 - 01/01/2007
01/01/2007 - 02/01/2007
02/01/2007 - 03/01/2007
03/01/2007 - 04/01/2007
04/01/2007 - 05/01/2007
05/01/2007 - 06/01/2007
06/01/2007 - 07/01/2007
07/01/2007 - 08/01/2007
08/01/2007 - 09/01/2007
09/01/2007 - 10/01/2007
10/01/2007 - 11/01/2007
11/01/2007 - 12/01/2007
12/01/2007 - 01/01/2008
01/01/2008 - 02/01/2008
02/01/2008 - 03/01/2008
03/01/2008 - 04/01/2008
04/01/2008 - 05/01/2008
05/01/2008 - 06/01/2008
06/01/2008 - 07/01/2008
07/01/2008 - 08/01/2008
08/01/2008 - 09/01/2008
09/01/2008 - 10/01/2008
10/01/2008 - 11/01/2008
11/01/2008 - 12/01/2008
12/01/2008 - 01/01/2009
02/01/2009 - 03/01/2009
03/01/2009 - 04/01/2009
04/01/2009 - 05/01/2009
06/01/2009 - 07/01/2009
07/01/2009 - 08/01/2009
08/01/2009 - 09/01/2009
10/01/2009 - 11/01/2009
11/01/2009 - 12/01/2009
|
|
|
Tuesday, January 31, 2006
State of the Union
"The same is true of Iran, a nation now held hostage by a small clerical elite that is isolating and repressing its people. The regime in that country sponsors terrorists in the Palestinian territories and in Lebanon--and that must come to an end. The Iranian government is defying the world with its nuclear ambitions--and the nations of the world must not permit the Iranian regime to gain nuclear weapons. America will continue to rally the world to confront these threats. And tonight, let me speak directly to the citizens of Iran: America respects you, and we respect your country. We respect your right to choose your own future and win your own freedom. And our Nation hopes one day to be the closest of friends with a free and democratic Iran."
George W. Bush
Unlike the past years...President Bush didn't say... War on Terror but Islamic radicals... this is very important especially with the fact that a group of terrorists take revenge for their lack of compassion for humanity... and all the bloodshed in the name of Islam!!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Tuesday, January 31, 2006
|
|
Hussein Derakhshan, an Iranian reformist wants Iranians to understand that "Israelis are not evil." The Jerusalem Post
The Iranian hardliners and reformists are two sides of one coin! It was during Khatmi's presidency, a hard at heart reformist, when the Iranian university students were attacked, Ganji was sentenced, and the Forouhars were killed!
Sheema Kalbasi
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Tuesday, January 31, 2006
|
|
چه غلطهای اضافی کرده بوده سعدی! قبل از شروع این نوشته ام از همه آقایانی که خواندن نوشته هایم ایشان را دچار باد نفق می کند... خواهشمندم کمی تخم شوید را تف داده و سپس ساییده و به صورت پودر در آورده و با سرکه سیب مخلوط و میل کرده... سپس این وبلاگ را ترک و به صفحه بعدی که نقطه نظرات ایشان را تایید می کند مراجعه بفرمایند! برای خانمهایی هم که خواندن نوشته های من ایشان را دچار بغض، کینه، نفرت، حیرت، حسد، تنگي نفس، تعريق يا تهوع می کند... مراجعه به پزشکشان را توصیه می کنم و همچنین بستن صفحه این وبلاگ را!شیما: بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند... چو عضوی به درد اورد روزگار دگر عضو ها را نماند قرار... چه غلطهای زیادی کرده بوده سعدی! همچین خبرایی تو مملکت ما نیست! جی لندنی: راستی خاتمی ها در کدوم گوری هستند ؟؟؟ جریان فریبکارانه دوم خرداد و مثلا گفتگوی تمدن ها و .... ؟!؟!؟ رفرمیست ها !!! همگی خفه شده اند ! لابد الان می گویند که ما در این مملکت پست و مقامی نداریم ؟!؟ البته برای من عجیب نیست و می دانم که تمام جناح های دولت دیکتاتوری جمهوری اسلامی در ظاهر شاید تفاوت هائی داشته باشند ولی در باطن برای حفظ نظام فاشیستی همگی در سرکوب مردم همدست هستند ... باز هم خانم شیرین عبادی در سخنرانی های بین اللملی اش از زندان های عجیب و غریب امریکا صحبت خواهد کرد ؟ شیما: فعلا ایشون وقت نداره باید بمب اتم رو تو ال ای تایمز ببنده به دنب شاه! وقتی وقت پیدا کرد یادش می افته از کارگرهای اسیر شده و بچه های کتک خورده اشون حرف بزنه!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Tuesday, January 31, 2006
|
|
قبل از شروع این نوشته ام از همه آقایانی که خواندن نوشته هایم ایشان را دچار باد نفق می کند... خواهشمندم کمی تخم شوید را تف داده و سپس ساییده و به صورت پودر در آورده و با سرکه سیب مخلوط و میل کرده... سپس این وبلاگ را ترک و به صفحه بعدی که نقطه نظرات ایشان را تایید می کند مراجعه بفرمایند! برای خانمهایی هم که خواندن نوشته های من ایشان را دچار بغض، کینه، نفرت، حیرت، حسد، تنگي نفس، تعريق يا تهوع می کند... مراجعه به پزشکشان را توصیه می کنم و همچنین بستن صفحه این وبلاگ را!
امروز صبح با چشمهای خواب آلوده... و در حال کش و قوس
پ: شیما! پرونده اتمی ایران به شواری امنیت فرستاده شد. شیما دلش ریخت ...: حالا چی می شه؟ ( می دونه چی می شه اما می خواد که اون اتفاق نیافته... ) پ: هیچی... از این بیست و هفت سال جنایت و آدمکشی و بدبختی و فقر و فحشا و بیماری ...بیشتر واقعا چی می تونه بشه؟! از سربریدن و اعدام مگه بدتر هم هست؟
----------
دختر کوچولو: مانی؟ صوورت گانونی برو! شیما: مانی جون.. دارم سرعت قانونی می رم. دختر کوچولو: ولی مانی من دارم می بینم شما صوورعت گانونی نمی ری! شیما: عزیز دلم اینجا نوشته سی تا منم دارم سی تا می رم... سرعت قانونیه. دختر کوچولو: بگو صور ا ت گا اا نوو نی.. درستش هست صوورعت گانوونی. شیما:!!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Tuesday, January 31, 2006
|
|
UN Commission on Human Rights United Nations Organization
News coming out of Iran clearly shows that in the aftermath of the security forces attack on Tehran bus drivers who were on strike, a score of their children have been beaten and arrested along with their parents.
Defending the children of Iran's striking bus drivers
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Tuesday, January 31, 2006
|
|
Monday, January 30, 2006
When Iran's Supreme leader is MISTAKE-PROOF BY DESIGN!
Elham Afrotan, a writer ... was arrested on charges of IRI law violation and disrespecting the late supreme leader Ayatollah Khomeini. Afrootan is awaiting trial for having published unauthorized material on Tamdon-e Hormozgan (a community based rural newspaper,) and comparing Khomeini to the aids virus! On another note... last night I read on this blog that the original note was written by him... and Ms. Afrootan had misunderstood the concept and printed it as a scientific article.
نشريه "تمدن هرمزگان"بهصاحب امتيازي و مديرمسوولي" علي ديرباز" در آخرين شماره خود در هفته گذشته با چاپ مقاله طنزآميزي به مقدسات نظام توهين كرد كه منجر به لغو امتياز اين نشريه و دستگيري تعدادي از عوامل آن شد. گویامریم هوله و هومن عزیزی: با توجه به اين که مسئوليت نشريه ای که اقدام به انتشار مقاله ی مورد نظر نموده است، برعهده ی يکی از راهيافته گان مجلس رژيم اسلامی ايران است، اين شخص و جرياناتی که او را مورد حمايت قرار می دهند، با حذف اين نويسنده ی جوان سعی در بازسازی چهره ی اين راهيافته و نشريه ی او دارند و در مقابل هر گونه تلاش برای نجات او مقاله ی او را ,غير قابل دفاع, می نامند. عدم اطلاع رسانی در اين مورد می تواند به مرگ فجيع يک انسان زير شکنجه منجر شود، هيچ انسانی نبايد به خاطر آراء و عقايدش مورد شکنجه قرار گيرد، زندانی يا کشته شود و موافقت يا مخالفت ما با آراء و نظرياتش نبايد باعث شود که در برابر آزار و قتل او که تجاوز به حقوق تمامی انسانها است، سکوت کنيم. همين دليل از تمامی رسانه ها، انجمن های دفاع از حقوق بشر، دفاع از روزنامه نگاران، دفاع از زندانيان سياسي، انجمن های دفاع از حقوق زنان، فعالين سياسی و تمامی انسانهای آزاده و آزادانديش و تمامی کسانی که برای آزادی بيان و انديشه مبارزه می کنند و آن را محترم می شناسند، فارغ از تمام موضع گيری های سياسی و ... تقاضا می کنيم برای نجات اين نويسنده ی جوان از مرگی تلخ و دردناک نجات دهيد. انتشار اين خبر حتی در يک وبلاگ بيشتر هم می تواند عامل بازدارنده ای دربرابر اين تجاوز باشد، پيشاپيش دستان همه ی شما را که به ياری او برميخيزيد، می بوسيم. انجمن دانشجويان آزاد------ The arrested drivers are on their second day of hunger strike. به گفته ی يکی از اعضای سنديکای شرکت واحد، کليه کارگران زندانی در زندان اوين از ساعت نه صبح روز يکشنبه دست به اعتصاب غذا زده اند. اخبار روز
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Monday, January 30, 2006
|
|
Sunday, January 29, 2006
Hossein Derakhshan:"But the real problem here is that boycotting semi-democratic elections ultimately will not make such a system more democratic."
Derakhshan's statements in his article published by NY Times are absolutely false. It was not a democratic or semi-democratic election in Iran. It was a mockery of an election. Instead of writing to bring more attention to the cases of Human Rights Abuse in Iran... he calls the election a semi-democratic election!! I guess no publicity is bad publicity! Elections take place in democratic societies only... and not a country where you get executed for your political belief, practicing the Bahai faith, head of journalist and writers are chopped off and people are imprisoned for blogging! Don't let your hate for the Bush Administration make you oversee the Truth!
سلام مادر - سلام آرش ، خوبی؟ قربانت مادر. چه خبر؟... دارد به صحبت هایش ادامه می دهد. من آرام آرام در چهره اش غرق می شوم. تا به حال اینقدر به مادرم خیره نشده بودم... خسته ام ، انگار کوهی را بر دوش دارم... دلم تنگ است بغضی در گلویم است که آزارم می دهد.. برگرفته از پنجره التهاب آرش سیگارچی
Crisis Alert
The future struggle will be between the government and the revolution's third and fourth generations who want to live a normal life like their counterparts in civilized societies. They want jobs, security, personal freedoms, and the right to enjoy life or as formulated nicely by the American founding fathers life, liberty, and the pursuit of happiness. The current regime by reason of its corrupt real structure, discriminatory legal construct, and backward ideology is incapable of fulfilling the needs of Iranian young and vibrant society.
Count Down
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Sunday, January 29, 2006
|
|
Who knows! Maybe it wont be all that bad for Iran... with Hamas victory... all the neighboring countries wont be liberated and Iran be left to be the Cuba of Middle East!
با پیروز شدن حماس شاید بالاخره راه امیدی برای ایران باشه که تبدیل به کوبای منطقه نشه!اونم در حالیکه همه کشورهای اطرافش در حال رشد و ترقی به سوی دموکراسی هستند .
Last year I blogged... Iran: The Cuba of Middle East?
A revolution in the streets of Lebanon... the Iranian opposition groups -as usual- dig out Mossadegh's skeleton!
ایران : کوبای خاور میانه! انقلاب در خیابانهای لبنان اتفاق افتاد سیاست بازان ایرانی،اسکلت مصدق بر نیزه در اینترنت بر دهان کفار می کوبند. ------------------------------ تا الان که اینجا نشسته ام و این کلمات مدور را روی این صفحه تایپ می کنم... به غیر از یک تعداد خیلی کم... از آدمهای ایرانی تو همین وبلاگنویسهای خودمون که با اسم خودشون بنویسند ندیدم از حق زندانیان سیاسی دفاع کنه.... از زندانیهای سیاسی که کشته شدند یا در زندان هستند... از آرش سیگارچی یا مجتبی سمیع نژاد که به خاطر وبلاگنویسی تو زندان افتادند... از احمد باطبی... یا برادران بخت برگشته محمدی ... از بهایی های کشته و زندانی و فراری بنویسه... عوضش تا چشم سیاهی می زنه برای فلسطینی ها... برای عراقیها... داریم گریه می کینم... این اشک... می دونین اشک چیه... اشک ریا... اشک خود نبینی و بیگانه بینی! من برام سوال برانگیزه... که یک آدم ایرانی چطوری دلش نسوزه برای ایرانی دربند... در حال اعدام... کشته ... ولی می شینه از بنزین گرون شده تو آمریکا... و ناراحتیهای اجتماعی بچه های فلسطینی حرف می زنه... می تونیم آمار بگیریم ببینیم چند تا ایرانی رو رژیم ایران کشته و چند تا فلسطینی رو اسراییل.. می تونیم... آمار بیاریم چند تا زن افغانی به شون الان داره تجاوز می شه... چند تاشون در فحشا هستند... چند تاشون برای اینکه یک ذره ساق پاشون دیده می شه...شلاق می خورند... و چند تاشون زمان رژیم آدمخوار طالبان ... می تونیم ببینم... با آمار... به جای داد و فریاد و فغان و ضجه و زاری... عقل داریم... حساب و کتاب هم بلدیم... آمار و ارقام هم که هست... می تونیم ببینیم و بخونیم... بعد که برای هموطن ایرانی فعال سیاسی کشته و زندانی و هموطن ایرانی بهایی زندانی و کشته و یا فراری گریه کردیم... می تونیم بشینیم برای معصومیت بچه های فلسطینی گریه کنیم... البته اونم بعد از اینکه بچه های بی سرپرست و خیابونی و فراری و تجاوز شده و گدای خیابونهای ایران خودمون رو جمع کردیم... اگر هم که نمی تونیم اول برای هموطن خودمون دل بسوزونیم... پس این گریه ها و اشک ها فقط می تونه از اختلال حواس یا احساساتی بودن باشه.. چیزی که سالیان سال آخوندها از برش سوار خر مراد بوده اند... سوار خر منبر و مردم!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Sunday, January 29, 2006
|
|
Student Movement Coordination Committee for Democracy in Iran
Wives of at least 3 strikers have been arrested at their homes and brought to an unknown destination in order to be use as tool of pressure against their husbands. Threats have been made about their fate if the strike doesn't come to an end and that the drivers and other employees of Tehran's Collective Bus Company don't start work on Sunday morning. -------------------- DEBKAfile Hamas leader Khaled Mashaal promised Tehran an Iranian embassy in Ramallah very shortly after its victory
(first read on Regime Change Iran)
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Sunday, January 29, 2006
|
|
Saturday, January 28, 2006
Hoder for president
peyvand khorsandi: My uncle was a devout Muslim but gave up religion after he discovered rock music. He changed his name from Mustafa Soleiman to Cat Stevens.
A Muslim Iranian visits Tel Aviv... I guess... very much like khorsandi's uncle... our today's Muslim a.k.a. Hoder is gonna change his name to Cat Stevens!
Hoder: "In case you didn't notice, I'm now in Tel Aviv. I've publicly come to Israel to break a big taboo and to be a bridge between Iranian and Israeli people who are manipulated by their own governments' and media's dehumanizing attitude, especially now that the possibility of some sort of violent clash is higher than ever." and Read my Democracy's Double Standard in NY times!
yesterday
...just a suggestion
Ok! any one, any universities (not the University of Phoenix Online) wants to pay for my flights? Maybe National Organization for Women? We should support Iranian women bloggers too! Being the great grand daughter of a renown and influential Shiite Ayatollah and everything... I can speak for hours. Furthermore... I am willing to travel anywhere (places with good air/weather only,) and speak about the importance of blogging for Iranian Women!! I can even speak about the importance of Iran's ancient past and future... belly dancing and Samba are also part of my expertise!
I really am as cute as Hoder... maybe cuter!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Saturday, January 28, 2006
|
|
Count Down is a sharp, smart, and insightful English blog... by an Iranian blogger. It is well worth your time.
این بلاگر حرف دل من رو می زنه! ------------------ Kurdish rights activist, Dr. Roya Toloyee, says she was violently tortured in Iran.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Saturday, January 28, 2006
|
|
Crisis Alert
The new regime in Tehran (symbolized by Ahmadinejad's presidency) has its base in a generational (mini) wave that gained its experience during the Iran-Iraq war. It is a mini-wave because the represented time span is rather small in demographic scales. The revolution’s first generation represented by Rafsanjani, Khamenei, and many exile figures are on the way out. As such I doubt the traditional leaders of IRI (e.g. Rafsanjani) despite their wealth and influence can pose any serious challenge to the new rulers as asserted by Michael McFaul and Abbas Milani in Washington Post.
By Count Down.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Saturday, January 28, 2006
|
|
خانم ِ شیرین ِ عبادى و آقاى ِ محمّد سهیمى به تازگى مقالهاى به اتفاق در روزنامهء هرالدتریبیون ِ آمریکا در مورد ِ بحران ِ برنامهء اتمى ِ ایران منتشرکردند. این مقاله واکنشهاى ِ مختلف و بسیارتندي در بر داشت از جمله وبلاگ انگليسي زبان است كه در مورد اين مقاله مطالب را عنوان داشت كه صحت و سقم آن به عهده خوانندگان اين دو مطلب است . ایران ما
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Saturday, January 28, 2006
|
|

250 Iranian bus driverss were arrested today.
I heard it on NITV this morning...
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Saturday, January 28, 2006
|
|
Friday, January 27, 2006
If I can outshout you, I win
I watched Hannity and Colmes tonight with Ann Coulter as their gust. She is the most annoying woman... and listening to her you'd think it's an Alpha Delta Pi Sorority house! ... and I am not even discussing what appear to be botox injections on her face! She has zero expertise on Islam, Muslims, and Middle East and sells herself as one of the top advisers in foreign affairs and religious scholars!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Friday, January 27, 2006
|
|
 The public transportation independent labor union (sandikaye sherkat-e-vahed) has announced a strike to begin on Saturday ... to protest the arrest of several union leaders.
فردا سندیکای اتوبوسرانی واحد تهران اعصاب می کند
بدین منظور از تمامی دوستان وبلاگ نویس می خواهیم که روز شنبه ۸ بهمن برای نشان دادن حمایت از اعتصاب سراسری و نا محدود سندیکا و کارگران و رانندگان شرکت واحد اتوبوس رانی پست وبلاگشان را به نام سندیکا و با آرم سندیکا آپ کنند و اخبار سندیکا را انعکاس دهند . در ضمن تمام مشاهدات خود و عکس های خود را از اعتصاب و بازخورد ان در سطح شهر انعکاس دهند . ما نیاز داریم که یک اطلاع رسانی مستقل از این حرکت سندیکا انجام دهیم. لطفا به تمام دوستان خود این موضوع را اطلاع دهید.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Friday, January 27, 2006
|
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Friday, January 27, 2006
|
|
Thursday, January 26, 2006
Nema, from Iranian Truth has blogged about Reza Aslan saying: I like the fact that he's an Iranian-American who is pursuing a field that is a) not very traditional amongst Iranian-Americans and b) taboo amongst your stereotypical LA-style Iranian-American. But I have two problems: 1) he's an Islamic scholar, so what's he doing talking about security studies and international relations and 2) what is up with...
read the rest... he has a comment section where you can leave your thoughts.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Thursday, January 26, 2006
|
|
آدمهائی هستند ظاهرا" روشن و درسخوانده که خیلی وقتها حتی در ایران هم نیستند (و البته این به خودی خود حسنی محسوب نمیشود ابدا"). دنیای دیگر را دیده، تنفس در هوای آزاد را تجربه کرده، تفاوت آزادی و اختناق را دیده، شب بیترس از داروغه و گزمه، سر آسوده بر بالین گذاشتهاند. غریب نیست سنگ حمایت حکومت را که اینها بر سینه میزنند با تمام این تفاسیر؟ آدمهای با ایمان تغذیه شده از بیتالمال مجتبی، اکبر، آرش و محمدرضا؟ برگرفته از وبلاگ هاله سرزمین آفتاب
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Thursday, January 26, 2006
|
|
Crisis Alert
"one thing that is always overlooked in all analyses is the role of the army (artesh). The army will stay politically neutral as it has during the past 27 years. However if the more ideologically oriented armed forces crumble for any reason (including strikes by the US) the army has the potential to step in and end the conflict. That could be our winning card." and "Read the Iran policy recommendations of the Committee on the Present Danger. One of the most interesting recommendations is creation of an international tribunal to try the Islamic Republic leadership. The massacre of the political prisoners in 1988 will most likely qualify as a crime to be considered by such tribunal. This is an area where the exile opposition can make a huge difference."
Count Down
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Thursday, January 26, 2006
|
|
Journalist and blogger Arash Sigarchi has been arrested. He is sentenced to 3 years in prison.
ایران ما:آرش سيگارچي ، سردبير روزنامه "گيلان امروز" که حکم دادگاه تجديدنظرش هفته جاري صادر و به سه سال زندان محکوم شده بود به زندان رشت منتقل شد. وی روزنامه نگاری جدی و مسئول است که به انتقاد از عملكرد هاي مغاير با قانون اساسي مي پرداخت و از جمله کساني بود که شجاعانه از روزنامه نگاران در بند شده به ويژه دو همکارش روزبه مير ابراهيمي و شهرام رفيع زاده آن زمان كه در بازداشت بسر مي بردند دفاع کرد.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Thursday, January 26, 2006
|
|
Wednesday, January 25, 2006
Are our views realistic when we expect to achieve anything for the future of Iran without an effective opposition? The true voices of dissent are so quickly quelled inside Iran that only likes of Karrubi are left as the internal alternatives. The memebers of the opposition in exile carry baggage of old animosities. The young intellectual minds that are the latest and greatest trend in bookstores in the US and Europe have no base in Iran and can't even speak fluent Persian. It is certainly better to hear Reza Aslan speak his moderate mind about Islam than some hairy (pashmaloo) chubby fanatical mullah, but how are these sexy, young minds going to answer our prayers for truth, democracy, and justice? That remains to be seen.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Wednesday, January 25, 2006
|
|
Left Aside
So why is there no campaign in Western universities to treat the Islamic Republic like Apartheid South Africa or post-Intifadah Israel? Instead of proposing divestment from the European energy concerns that continue to profit from Iran's rich oil and gas fields, the majority of the left is convinced President Bush secretly intends to invade a country his diplomats have made a silent partner in rebuilding Iraq and Afghanistan.
By Eli Lake
-------------- Hillary Clinton's Bluff
Senator Clinton, who not long ago claimed she was duped into voting for the Iraq War resolution, is now opposed to the NSA operation. She says monitoring al Qaeda communications should be done in a "lawful way," but doesn't know if the current spy program broke any laws.
-------------- Armenian community in Iran.
In Iran, an Islamic theocracy, Christians and Jews occupy an unusual place. But it's not necessarily uncomfortable.
I say: Why don't you move there permanently? it's not necessarily uncomfortable to live in Iran!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Wednesday, January 25, 2006
|
|
Here is a compassionate blogger who is willing to do all your online translations between English and Persian for free! Please send your requests to him!
Mr. Perfect English -e- gerami: We (the three ladies) tried to do our best to bring the story to an English speaking audience. Although our English was broken, our intention was not. Afterall, everyone knows we are foreigners and English is not our first language so they take it with a grain of salt (or a grain of sugar depending on their mood when they read our sweet translation). Kholase, take it easy and thank you for being so perfect.
این آقا ... هستند... ضمنا مجانا و خالصانه با توجه به وقت فراوونی هم که دارند حاضر شده اند تمامی کارهای ترجمه بچه های در بند و زندانی رو انجام بدهند. گفتم هم یک تشویقی بشه براشون هم اینکه بیکار نشینن! والله... اینهمه ... همه چی می دانیم و هیچ نمی دانیم بین ما ایرانیها من یکی رو که هلاک کرده! این تشت رخت هست... می تونین آستینتون رو بزنین بالا ... بشیننین بشورین... اگر هم که نمی تونین یا نمی خواین ... وقتی یک عده دارن اینکار رو می کنن ... صنار سه شاهي هم دست مزدشون نیست... هی آب صابون نپاشین تو چشمهای طرف و این رختهای چرک رو نشسته... نکوبین به چوب... می تونین واسه خودتون آهنگ بگذارین و مشغول بشکن و بالا شین!...
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Wednesday, January 25, 2006
|
|
The cold weather in this state is closing every inch of my body and bones and leaves me without air!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Wednesday, January 25, 2006
|
|
we are all connected. We don't know in how many ways we help people just by being who we are. The better we are, the greater impact we have on others.
from Beyond by Anais
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Wednesday, January 25, 2006
|
|
 These photos are from my third birthday in Tehran. The only reason I am showing my Mom's face is because I lost her to breast cancer two years ago. ---------- 5:00-6:00 a.m.
My eyes were tied at the foot of the bed... coping with sever pain in my chest (it was not the breathing but the mussels were killing me,) I was trying to get myself out of the bed and suddenly... the jungle girl jumps into our bedroom... rushing into the bathroom and shouting on top of her lungs... what a wonder woman she is and she has won the race!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Wednesday, January 25, 2006
|
|
Tuesday, January 24, 2006
The world cannot be put in a position where we can be blackmailed by a nuclear weapon.
Deja vu by Judith Apter Klinghoffer
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Tuesday, January 24, 2006
|
|
 Ms. Shirin Ebadi: The Trojan horse?
"Lady peace has apparently forgot that the regime crackdown on the students, the press, and other dissidents and its clandestine pursuit of nuclear technology was in full force as Madam Albright was offering apologies to mullahs for US role in overthrowing Mossadegh."
from the blog called Count Down
این رفیق بلاگرمون نوشته که شیرین عبادی اسب تراوا هست و غیره... که من با بیشتر حرفهاش هم موافقم... واما خودم می خوام بدونم... اونجا که نوشته شیرین عبادی قاضی بوده و بعد انقلاب از کارش نزولش داده بودند... مگه هرکسی زمان شاه به جاهای بالا می رسید نباید عضو حزب رستاخیز می بود یا با ساواک به نوعی همکاری می کرد (مثل بهشتی که امامت مسجد هامبورگ رو داشت ) و یا کسی رو می شناخت که تو سازمان اطلاعات و امنیت کاره ای بود؟ ... بعد هم سهراب سبحانی یکبار گفت زن ایرانی توی کاخ سفید پست مهم گرفته درحالیکه در ایران تعداد زیادی با همون سن و سال و به علت کمبودهای در جامعه و تحت رژیم حاکم به فحشا کشیده می شوند... و چپ و راست یک عده آدم کج و کوله شروع کردند به پتیشن نوشتن و امضا جمع کردن که چرا سهراب سبحانی این حرف رو زده... خوب این خانم عبادی هم که داره تو صورت من و تو خارج نشسته خاک می پاشه بعد می بینی میاد نیویورک و لوس آنجلس و واشنگتن همون عده ایرانیهای در تبعید و مهاجر می رن براش کف می زنند! اصلا این خانم باید از من و اون عده از ایرانیهای که در تبعید اجباری یا خود انتخاب شده (اونم به علت وجود یک رژیم آدمخوار در ایران ) زندگی می کنند و به خاطر اینکه گفته نباید به حضورمون توجه بشه عذرخواهی بکنه... من و هر ایرانی که در خارج از ایرانیم... به عنوان یک انسان حی و حاضر و ایرانی حق داریم در مورد ایران اظهار نظر کنیم.
As an Iranian living in exile... I demand an apology from Ms. Shirin Ebadi for her recent comments. I have the right to express my opinion about Iran as much as anyone!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Tuesday, January 24, 2006
|
|
Monday, January 23, 2006
from Sahar's weblog
Partial translation: Mojtaba Sami'i Nejad (Saminejad), an imprisoned blogger, accompanied with two prison guards, with handcuffs, was permitted to write one of his final exams. He is a student in social communications, in Azad University (Tehran). He couldn't write the first three of his final exams because of the shortcomings of the people in charge. He was not allowed to sit with the other students for the final exam. He had to write it in a separate room, while he was still handcuffed. He was returned after the exam to prison. He is supposed to write the other two finals remaining in the next few days. The silence of the media on his arrest and imprisonment, lead to his stay for a year and a half in prison (88 days in solitary confinement) without even one day of leave. He was arrested and charged because of writing in his weblog, and criticizing and insulting the supreme leader.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Monday, January 23, 2006
|
|
چرا مردم ما نمی خوان قبول کنن کشور ما یک مملکت عادی نیست؟ رهبرای مملکتمون رو با هر کشور دیگه ای مقایسه می کنی اصلا از بدبخترین کشورهای دنیا هم که در نظر بگیریم عجیب غریب ترن! عکس رهبر انگولا رو با رهبر و پیشکسواتان قدرت در ایران پهلو هم می گذاری... باز اون آنگولایی آدم تر دیده می شه و رفتار می کنه تا رفسنجانی و خامنه ای و حتی چمران زاده ها! تازه بازم این تلوزیونهای ایرانی (به غیر از ان ای تی وی) رو که نگاه می کنی.. مردم دنبال بشکن و بالان.. اون تلوزیون طپش... اون یکی تلوزیون ایران هنوز تو برره گیر کرده... امید ایران هم که نا امید رحلت کرد! داره جنگ شروع می شه... جوونای بدبخت تو زندانن ... آرش سیگارچی بعد یکسال محکومیتش الان معلوم شده... ما هنوز تو خواب غفلت و کنسرت رفتن به دوبی و فلان و بهمان...و بازم بشکن و بالا به قول دختر کوچولو یاکی یاکی (ترجمه به فارسی:مهوع مهوع)!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Monday, January 23, 2006
|
|
وقتی پ و من دانمارک بودیم
آره! آمریکا تو جنگ ویتنام شکست خورد
دوست ویتنامی (ویتنام شمالی): نه! اون دولت و حکومت و ارتش امریکا نبود که شکست خورد... اون ما .. مردم ویتنام شمالی بودیم که شکست خوردیم. -----------
اینجا تو آمریکا
ما: آره پینوشه خیلی آدم وحشتناک و رژِیمش هم فلان بوده... دوستمون دکتر خولیوی سی و چند ساله و دوستش جناب دکتر فلانی استاد دانشگاه جان هاپکینز هر دو شیلیایی: نه! پینوشه اونقدر هم بد نبود... نه اینکه آدم نکشت...کشت... ولی کارهای خوب زیادی برای شیلی کرد... حتی اقتصاد دانهای آمریکایی رو آورد و الان شیلی یکی از بهترین اقتصاد های آمریکای جنوبی رو داره. -----------
راجر هیومز دوست آمریکایی و همکار ادبیم:آره شیما من به عنوان یک تاریخدان (یعنی در رشته تاریخ تحصیل کرده و نه لزوما محقق تاریخ) می گم زمان صدام ... عراق خیلی بهتر بود (یا یه چیزی تو این مایه ها... که حوصله کنم انگلیسش رو همونجوری که بهش قول دادم تو وبلاگم می گذارم.)
من: عجب!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Monday, January 23, 2006
|
|
امروز تحلیلهای یک عده رو می خوندم و واقعا متاسف شدم... نه از اینکه مجبوریم ایرانی بودن همدیگر رو یدک بکشیم بلکه به این خاطر که این افراد قشر محقق ما هستند و در زمینه کاری خودشون خیلی هم خوب می نویسند... نو جوان هم نیستند که بگیم فعالیت هورمونهاشون دچار کم سویی کرده اشون... ولی... متاسفانه تحلیلهای کج و کوله اشون درد آور هست... چون می بینی و می دونی که این افراد در واقع بلندگوی جامعه تحصیلکرده ایرانیند!! اگر آمریکا بد هست... یا سیاستهاشون اینقدر بد هست ... پس چرا خودتون رو شکنجه می دین و تو این مملکت زندگی می کنین یا خودتون رو برای اومدن به این جای دهشتناک حلق آویز می کنین؟ من از روی تجربه شخصی خودم که محدود به فرودگاه تهران-تورنتو، تهران-لندن و یا تهران-ال ای ایکس نبوده... و بیست و هشت کشور را در نوردیده ام و سه چهار کشور زندگی چندین و چند ساله کردم که همراه با دیگ و اجاق گاز و بشقاب بوده... مدرسه رفته ام و یا کار کرده ام...... سیاستها و نحوه عملکرد مردم و دولت اون ممالک روهم دیدم و خدا رو شکر که به چند زبون تکلم می کنم و ترجمه شده نمی شنوم و نمی خونم و نتیجه گیری نمی کنم ... و سعی می کنم عقلم بغل قوزک پام نباشه... یعنی از روی تجربیات و دیده های شخصی خودم در حال حاضر به این باور رسیده ام که... آمریکا بهترین سیستم و نظامی رو داره که تا حالا یک جامعه مدرن بهش دست یافته... حالا سیاستمدارای آمریکایی می خوان چپ باشن ...راست باشن... رادیکال یا محافظه کار... زن باز یا ماری جوانا کشیده! و بله هیچ نظام و دولتی بی نقص نیست ولی اینکه چقدر نقص نظام یا دولت در سرنوشت مردم تحت حکومت اون دولت یا زندگی و اقتصاد دنیا تاثیر بگذاره مهم هست! از دید من... فرد ایرانیی که سیاست داخلی و خارجی آمریکا رو تحلیل می کنه... رابطه بین دولت آمریکا با رژیم ضد حقوق بشر و حاکم بر مردم ایران را تشویق می کنه، از تصمیم گیریهای جمهوری اسلامی در رابطه با داشتن بمب اتم یعنی... ایران اتمی تحت سلطه یک رژیم آدمکش رو... حمایت می کنه و بوش رو با احمدی نژاد و اعدامهای افراد سیاسی و یا اقلیتهای کرد و بهایی ایران رو با اعدامهای آدمکشان درآمریکا مقایسه می کنه... و... با همه این احوال... در آمریکا زندگی می کنه و از امکانات اینجا استفاده می کنه... سوال برانگیز هست.  There are two sides to every issue: one side is right and the other is wrong, but the middle is always evil. The man who is wrong still retains some respect for truth, if only by accepting the responsibility of choice. But the man in the middle is the knave who blanks out the truth in order to pretend that no choice or value exist, who is willing to sit out the course of any battle, willing to cash in on the blood of the innocent or to crawl on his belly to the guilty, who dispenses justice by ordering the thinker and the fool to meet each other halfway. In any compromise between food and poison, it is only death that can win. In any compromise between good and evil, it is only evil that can profit. from Atlas Shrugged by Ayn Randوقتی جایی مهمونیم و یا مهمون داریم که البته الان که شونه و کت و کولم بهتر شده یک کمی تازه اینور و اونور می ریم... به دختر کوچولو نمی گم نخور/بخور/بشین/پاشو/ بگو/نگو/ ... اولا که بچه رو تو خونه تربیت می کنند و نه خونه مردم... اگر با بچه رفتارپدر و مادردرست باشه... و بهش یواش یواش یاد بدیم ... بدونه حد و مرزش چیه و تا کجا می تونه پدر و مادرش رو بدوونه.... دیگه خونه مردم و بیرون مجبور نمی شیم که درس اخلاق یادش بدیم... مامان و بابای خودم مثل اکثر آدمهای ایرانی دیگه ای که دیدم مشگل بزرگشون این بود که ما سه تا بچه جلو مردم زیاد نخوریم... که انگشت تو بینیمون نکنیم و پامون رو دراز نکنیم... و تو سر و کول هم نزنیم... و وقتی مهمون میاد هنوز ننشسته و اول بسم الله بغل شیرینی خامه ایها سبز نشیم... برای همین قبل از رفتن به مهمونی همیشه یک سری غذا می خوردیم... اونجا هم با چشم از مامان اجازه می گرفتیم که مثلا می شه حالا از اون رولت های خوشمزه یکی برداریم... می شه فلان... می شه بهمان... الان من و پ برای احدالناسی به دختر نمی گیم دست توی دیس نکنه... پاشو دراز نکنه... پرتقال گنده رو برنداره... می خوام مهمونی نرم... مهمون هم نیاد... اگه اون آدم/ها برای اینکه بچه ای پاش رو دراز می کنه بهشون بر می خوره... نه اون آدمها برام به اندازه دخترم مهم هستند و نه حتی ارزش اخلاقی دارند که با پا دراز شدن بچه بهشون بر بخوره... این رو نوشتم که همیشه یادم بمونه... هیچ آداب و رسومی به اندازه بچه ام و آزادی بچه ام ارزش نداره... و البته این به این معنی نیست که بچه ای که سلامت روحی و جسمی داره بخواد مثل میمون از سر و کول مردم بالا بره یا انگشت تو دماغشون بکنه و یا سر از اتاق خواب مردم در بیاره... نه... ولی اینها رو وقتی مهمون داری/دارم یا مهمونی می ری/می رم به بچه ام/ات یاد نمی دم/نمی دی... این همه را گفتم چون دیشب منزل دوستانی بودیم که البته هیچکدوم ایرانی نبودند... زن هندی و شوهر آلمانی ... زن هندی الاصل و همسر انگلیسی... زن هندی و شوهر هندی... زن ایتالیایی و شوهر ژاپنی... و غیره... و زن و شوهر هندی هی به بچه اشون امر و نهی می کردند... که نخند.. بخند... فلان کن و بهمان... پاتو پایین کن و بالا کن و آدم دل درد می گرفت! البته بماند که من هردفعه که خونه کسی که زنش هندی است می روم از گرسنگی نفله می شم! چون برای سی تا آدم دو تا تیکه پاکورا و سموسه شکم من رو که سیر نمی کنه! If you are an Iranian and are invited for dinner or lunch to your friends where the woman of the house is from a South Asian country... make sure you have had food! This experience never happens to us when we are invited to European, American, Somalian, Arab, Jewish and best of all Iranian homes... but every time we are invited to a South Asian friend's party... we end up biting our nails from hunger and for thinking ...it was going to be different this time! For god's sake when you invite people and you earn at least $200,000 a year... cook or order something for your gusts!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Monday, January 23, 2006
|
|
Sunday, January 22, 2006
The true meaning of science is the discovery of truth and the genuine application of all the creative forces within the human being.
(Sufism and Islam)
معنای حقیقی علم عبارتست از کشف حقیقت و کار برد صادقانه همه نیروهای درونی و خلاقه انسان.
تصوف در اسلام
A clarion call!
In our recent history... the minorities have been under constant attack and these acts have been regardless of the human rights abuses by the Iranian regime... if you are called a Bahai... it means you should start digging your grave! It means you burn Quran, you are swingers, worship the devil, drink your kids' blood and have two horns! So I... being a human rights activist and... coming from the long line of Ayatollahs and Mojtaheds... am going to give the fatwa... that all Bahais are equally humans!
Come to think of it... maybe I should start studying theology (fegh)... after all with my background... I am much better suited to give Fatwa than Ms. Ebadi!
خدا با ماست؟ امیدوارم! دوستان ایران به کمکمان میشتابند؟ آری! ونزوئلا، بورکینافاسو، بوسنی، سوریه، شاید لبنان...ما دهان آنها را سرویس خواهیم کرد! برگرفته از وبلاگ نیک آهنگ
Sahar from The dawn is near is an Iranian blogger in Canada...interesting!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Sunday, January 22, 2006
|
|
Saturday, January 21, 2006
دیشب پ در مجلسی بود که محسن سازگارا صحبت می کرده... که فردی برای پرسش سوال بلند می شود و می گوید: من دکتر فلانی هستم و قبلا ازتون این سوال رو در دانشگاه فلان کرده ام که البته حضار اونجا با اینجا فرق می کرده اند و به همین دلیل من سوال رو به صورت دیگه ای می پرسم که قابل فهم باشه! بعد هم یک سوال کج و کوله راجع به آمار و ارقام و جواب سه ساعتی سازگارا به جناب دکتر کج و کوله! پ: می خواستم بلند بشم بگم من دکتر فلانی... دکترای آمار و عملیات تحقیقاتی هستم و طبق این آمار ... سوال و جواب فلانی است!... ولی شیما! محسن سازگارا هم بسیار باهوش است و هم مطالعات عمیقی داره... و هرچی که دلش بخواد رو راجع به اش صحبت می کنه... نه هرچی که می دونه! از قبل هم بیشتر معتقد شدم که آدم مشکوکیه!
A) Earlier today... accompanied by the prison security guards and in handcuffs... Mojtaba Samienejad was taken to the university... where he took his exams! Mojtaba was not allowed to sit with others! Mojtaba Samienejad, a 25 year old blogger and student, was arrested on November 1, 2004 for reporting the arrests of three other bloggers.
الان یکی از جالبترین اتفاقاتی که این لحظه می تونست بیافته... افتاد... دیدم روی صفحه ای که می خوام امضا کنم و وارد وبلاگم بشم به انگلیسی نوشته : وبلاگهایی که تازه شده اند... من نه من ام ... رفتم و دیدم آقا مجتبی امتحانش رو داده... امیدوارم که یک زود-روزی بتونه در آرامش و آسایش و آزادی زندگی کنه ... مجتبي سميعي نژاد ، وبلاگ نويس ِ محبوس در زندان قزل حصار كرج ، ساعت سه و نيم امروز شنبه 1 بهمن هشتاد و چهار به همراه دو مامور محافظ و در حالي كه دستبند به دست داشت اجازه يافت در امتحان آخر ترم ِ دانشگاه خود حضور يابد. وي دانشجوي رشته ي ارتباطات اجتماعي ِ دانشگاه آزاد ، واحد تهران مركز است و به خاطر تعلل مسئولين زندان نتوانست در سه امتحان ِ نخست خود شركت كند. مسئولين حراست دانشگاه به او اجازه ي نشستن در بين بقيه ي دانشجويان ِ امتحان دهنده را ندادند و وي را به كلاس خالي اي هدايت كردند و او با دستبند به نوشتن پاسخ سوالات ِ امتحان اش مشغول شد. سميعي نژاد را بلافاصله بعد ازامتحان به زندان باز گرداندند.لطفا" اگر در بارهی مجتبی مینویسید به وبلاگ خودش ( من نه من ام) لینک بدهید. B) After the success of Ayatollah Khomeini... my uncle (my father's brother) fled to Tehran with his daughter and stayed with us. He left his wife and his younger child behind. Our home was already a shelter to a few politically active relatives. This photo is from March/3/1979 and shortly after it was taken... my uncle was arrested and imprisoned by the new regime. I still recall my cousin's cries in the middle of the night asking for her mother or shouting for my mom to go and stay with her so that she could close her eyes. I am the one with white turtleneck, my cousin is in the middle, my mom, and my uncle's hand is showing!  C) Massoumeh Shafiei's Letter on the 2100th day of Ganji's imprisonment.
اکبر گنجیدر رنج شدید ناشی از محدودیت شدید غذایی و دارویی به سر می برد ، حتی از دادن جیره غذایی دولتی نیز به وی خودداری می کنند. D) I can't get Ms. Shirin Ebadi's recent article out of my system... I say... because the Iranian regime believes in conspiracy theory so much... they act on their belief system... my guess is the regime is using Ms.Ebdai and the regime's Iranian intellectual friends in London as their front office! E)... to get an insight of America's strategy towrd Iran.
آخ! آخ! امروز از یک خبری دوباره جیگرم سوخت! وقتی بعضی از این ادبیاتچیهای ما (در ایران و یا خارج از کشتی مادر/اشاره به مام میهن)... دم از آزادی زن می زنند، و در مدح زن، آزادی و دموکراسی... شعر و قصیده می سرایند، نظر می دهند و خودشون رو پیشتازان عصر فضای شعر و ادب معاصر فارسی می دونند و چپ و راست هم رفقاشون در وصف صفات ایشون قلم فرسایی می کنند... بعد زن یا دوست دخترشون رو هم که یا می تونه معروف و به نام باشه و یا نباشه رو... می زنند و می کوبند و له و لورده می کنند... تازه ادعای سکان داری و پیش تازی هم دارند! پیش تازیشون به گمانم در تازی بودنشون هست ولاغیر!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Saturday, January 21, 2006
|
|
Friday, January 20, 2006
Whatever Ms. Shirin Ebadi is written in her recent article … the west should just do the opposite! What planet is she living on! What is she talking about saying:” Western nations should help the U.N. appoint a special human rights monitor for Iran." That is what has been done for at least 20 years! Or going on with her bright estimates saying:" Iran is at least six to 10 years away from a nuclear bomb, by most estimates."
غرب دقیقا باید برخلاف این تراوشات و افکار خانم شیرین عبادی عمل کند. مثل اینکه این خانم در کره مریخ زندگی می کند و یا واقعا در خواب غفلت فرورفته... سازمان ملل بیشتر از بیست سال هست این پیشنهادت شما را انجام داده و نتیجه بخش نبوده! ----------------- سایت آفتاب، که یکی از نوشته های من در باره سیاست اقتصادی آقای احمدی نژاد را بازتولید کرده است، قبل ازپاراگراف آخر، این عبارت را از خود افزوده است: « این اقتصاد دان در پایان با لحنی تهدید آمیز نوشته است: » من نمی دانم در کجای دنیا، این که کسی به یک سیاستمدار بگوید که ما از شما، حساب خواهیم خواست، این اسمش « تهدید» است! تهدید به چی! برگرفته از وبلاگ دکتر احمد سیف ---------- I call it a blog facelifet... since it's not a facelift... but is a combination of life/daily blogging and a shift of color gears!
از بابک و شبنم عزیزم در کانادا که برای تغیرات اولیه وبلاگ وقت گذاشتند... از مهستی عزیزم که مرا با مهران آشنا کرد... و از مهران که صبورترین هنرمندی هست که افتخار آشنایی با او را پیدا کرده ام... و این چندین و چند روز تحمل خرده فرمایشات مرا کرد... تشکر می کنم.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Friday, January 20, 2006
|
|
Thursday, January 19, 2006
A) Another great friend I have come to know through my blog e-mailed me saying: I think we will see a day where Arabs will surpass Iranians in democratic movement. At least Iraqi politicians are showing a great deal of maturity in dealing with "political maneuvering and negotiations"... I am especially impressed by Kurds... let Iranian "left" stay stuck on their anti-Semitic and anti-American mentality. Look how Kurds are cooperating with Israelis, and both sides are winning.
B) While you are at it... remember Germany's reconstruction efforts? It took Germany 5 years to reach where Iraq has reached in less than 2 years... by reading one of the most popular Iraqi bloggers, Iraq the Model you'll get a first hand reporting of political development there!
C) "The girl sitting in a taxi tells her friend: can you imagine? if the war happens... we all are going to have American boyfriends! Cool!"
loose translation from Amshaspandan weblog
دخترک که کنار من نشسته است، که هم سن وسال من است، که دانشجو است رو به دوستش که او هم هم سن و سال من است و دانشجو می کند، لبخند زنان می گوید: وای! فکرشو بکن جنگ بشه...خیلی باحال میشه ها!نه؟ هممون دوست پسر آمریکایی پیدا می کنیAم. برگرفته از وبلاگ امشاسپندان D) so... which store we are going to shop for the best religion and ideology? Left or right?
من كلامٍ للإمام شیما کلباسی خطب به أصحاب یومه...الاْمَنَآءِ عَلَي حَلاَلِهِ وَحَرَامِهِ ، قال :
أَيُّهَا النَّاسُ ! یکی می خواد دین و باورهای سیاسیش رو از مغازه دست چپی بخره... یکی می خواد از فروشگاه دست راستی... توی این بازار مکاره جدید التاسیس یک عده آدم کج و کوله هم که تو کوچیکی به شدت از دست ننه بابا شون کتک خوردن یا بهشون تجاوز شده و یا خدا می دونه تودوران کودکیشون چه جراحت روحی و جسمی بهشون وارد شده... پرچمدار اهل بیت و ائمه اطهار شده اند! إلي آخر الدعا... و الصلوة و السلام
E) "I've never been to my own home because I'm not allowed by the government running the country, because my family belongs to a religion that the Mullahs find sacrilegious and believe should be eradicated." and "Have you ever considered the fact that at least one of the five Iranian women you have dated have sat on a date and listened to you ramble and decided you were a judgmental fool who wasn't really seeking a true Iranian woman, who instead was really just searching for a religious Muslim?"
From a letter to the Iranian Times
F) Tehran, Jan 17 - The Palestinian Authority accused the Zionist regime of attempts to transfer the deadly bird flu virus to the Palestinian-settled areas by burying infected birds there. PA's Environment Preservation Minister, Yusof Abu Safiyah, revealed to a press conference in Gaza Monday that the regime has buried 85 thousand of infected birds on January 9 in Beit Forik region, close to Nablus. 'Samples of the birds are tested and we wait for the result,' he said. 'The Palestinian Authority is on alert, especially noting that the disease has crept into Turkey,' he asdded. and here is Judy's take on that.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Thursday, January 19, 2006
|
|
Tuesday, January 17, 2006
Iran!
To display our model country and its nuclear power plans... we dress it up as the showstopper on the runway! ُ Sheema Kalbasi
خیلی خوشگلیم تور عروس هم سرمون می کنیمدیشب برنامه مانوک خدابخشیان را نگاه می کردم و مصاحبه او و همکارش را با یک رزمنده که هشت سال در جبهه های جنگ بود و شیمیایی هم شده بود و غیره... و قسمتی که همکارش راجع به معین خواننده هم صحبت کرد که خواننده محبوب ملت غیور ایران از تلوزیونهای سیاسی خواسته تبلیغ کنسرتهایش را بردارند... بعد یک عده آدم کج و کوله هم زنگ می زدند و از معین طرفداری می کردند...( یادمه اون سالگرد قیام دانشجویی که یک عده برای کنسرت گوگوش داشتن لباس شبهای انچنانی می دوختند ... من و پ توی پالو آلتوی کالیفرنیا همراه یک عده دیگه که مثل خودمون ول معطل بودند در حمایت از دانشجوهای دربند... داشتیم راهپیمایی می کردیم...) بعد جناب خواننده ملی مذهبیمون معین خان... میگه سیاسی نیست... اصلا آدم ایرانیی چطور می تونه سیاسی نباشه وقتی ذات و خاک ایران از سیاست و خون آغشته هست... وقتی زندانی سیاسی داریم و کشتار اقلیتها قسمتی از زندگی هر روز ماست... ما نه آمار می دونیم و نه ارقام... دلایلمون یکی از یکی بی اساستر... مثلا ایران از تنها یک کشور تو منطقه اونم به زور و اونم نه در تامین امنیت جان و مال مردم... جلوتره بعد خودمون رو با آمریکا و اروپا مقایسه می کنیم... اعدامهای توی ایران رو هم با نحوه اعدام تو آمریکا مقایسه می کنیم ... بعد می خوایم مثل اسراییل بمب اتم هم داشته باشیم... خیلی خوشگلیم تور عروس هم سرمون می کنیم ( اصطلاح از خودم.)  وقتی تین ایجر بودم و غرق در تب و تاب کار کردن در سازمان ملل... و در یو ان اسلام آباد کار می کردم... چه کم می دونستم که یو ان جای عده ای آدم غربی پولکی و از کشورهاشون رانده و در کشورهای شاخ شکسته مانده است ... این عکس بر می گردد به زمانی که برای کار ترجمه به بیمارستان ارتش در راولپندی رفته بودم و راننده ام/راننده اداره... دم مدرسه بچه های پناهجو و پناهنده ایستاد که در صد متری محل کارم بود و معلمهایشان سمیرا دختر وزیر دولت سابق بود و سینا پسری ایرانی که پرونده پناجویی اش ده سال بود در دفاتر سازمان ملل پاکستان خاک می خورد... هر دو از دوستانم بودند... این بچه ها... کرد عراقی اند. ... فاطمه پژوه - زنی که همسرش را در حین تجاوز به دخترش دید و بعد از گلاویز شد خفه اش کرد. با رو سری . وبعد هم به طرز فجیعی مثله کردش... و فاطمه می گوید جلوی در اتاق بودم. باورم نمی شد. نصفه شب بود. صدا شنیدم. یک جیغ خفه. فکر کردم از خانه همسایه است. داشتم رد می شدم که صدای دوم را شنیدم. دیدم از اتاق بچه هاست. رفتم به طرف اتاق. لخت افتاده بود روی بچه ام. دخترکم چشمهاش سفید و کج شده بود. مرا که دید حتا نای کمک خواستن نداشت. فقط با نگاهش التماس می کرد. خشک شده بودم. تکان نمی خوردم. با دستش دهان بچه را انقدر محکم گرفته بود و صورتش را چنگ زده بود که صورتش همه زخمی بود. بچه می خواست با دستش کمک بخواهد دستش را تکان می داد و به تن او می خورد. .فهمیدم چندشش شده. دستش شل شد و افتاد و بعد فقط می کوبید به تخت. ومن هیچ کار نمی توانستم بکنم. حتا نمی توانستم تکان بخورم. برگرفته شده از وبلاگ آسیه امینی با اینکه از کودکی فقط با کارهای کامبیز درم بخش آشنا بودم... اونم چون پدرم با برادر آقای درم بخش دوستهای بسیار قدیمی هستند...( و نه به این معنا که مطالعه و دقت خاصی در کار کاریکاتوریستها داشته بوده باشم... همین!) خلاصه اینکه روی صحبتهای بابا به کاریکاتورهای آقای درم بخش دقت می کردم...و برام کارهاش بیشتر از تصویر ... از هوش و نبوغ خالقشان حرف می زدند... بعد هم چندین و چند سال پیش که داریوش رادپور خودش رو با یک کاریکاتور بی بی دل قشنگ که بعد از خوندن یکی از اشعارم برام فرستاد بهم معرفی کرد و باعث شد سراغ کارهاش برم و لذت ببرم... و امروز هم که کاریکاتورهای اخیر نیک آهنگ کوثر رو در ایرانینتایمز دیدم... آفرین گفتم... به اینهمه دقت، هوشمندی و و ظرافت کاری اش در کشیدن کاریکاتور و... به نظرم همونقدر هم جالب اومدند... کاش به همین اندازه ای که آدم با استعداد و باهوش ایرانی داریم... عقل دسته جمعی و منطقمون... فرسایشی نبود!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Tuesday, January 17, 2006
|
|
Monday, January 16, 2006
To Keep Mick Alive
"...a bone marrow transplant for any chance of survival of living to see Kathryn's fifth or sixth birthday. I call on you my fellow Iranians to at least give me a shot at that chance. If you are a full-blooded Persian male and are willing to take a simple blood test I might get that chance."
---------------------- One of my readers whom I have come to know and have a great respect for... is an Iranian woman residing in Canada. She is a PhD in mathematics education and has a realistic view of the world. I asked for her permission to post parts of her e-mail on my blog...
Iran Verses United States... Iran verses Israel!
"We had some guests over for lunch. One of the gusts started talking about Ahmadi Nejad and why he thinks that Ahmadi Nejad is better than Bush (well this was not a surprise) and why he thinks that Ahmadi Nejad is a logical, reasonable person and he kept praising him for being strong... This blew my mind! Ahmadi Nejad being logical? Being strong... Being logical? Being true to Iran? If Israel had nukes, we should have it too, he said... America doesn't have democracy... It is like Iran but not much better he said... I was getting mad... I pleaded to my lefties friends; I said say something to this man but in reply they said well... he is right, why should Israel have the nuke? We should have it too... they agreed that US has a bit of democracy though! But their hate for Israel is so strong that they like Ahmadi Nejad!!!! Anti-Semitics! These are some Iranian intellectuals for god's sake. What should we do dear Sheema? Why are these people blind to the facts? It seems as if they have some sort of paralysis of intellect. They look and smell and talk like intellectuals, but their ideas are bizarly out of date and not updateable!"

به روایت تصویر می نویسم تا یادم نره... شیمای زن ایرانی که نمی تونه و نمی خواد که در مقابل ظلم و ریا ساکت باشه... غیر از اینکه امروز هست... قبلا هم بوده...زمانی که زندگی باز هم برایم پریدن... دستم را به لب طاقچه زدن و قد کشیدن بود...
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Monday, January 16, 2006
|
|
Sunday, January 15, 2006

A friend, P and myself at a party...
پ، خودم و دوستی که مهمانی در منزل وی بود...
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Sunday, January 15, 2006
|
|
Saturday, January 14, 2006
چمخاله
چاه آب را دریا گرفته است ماسه های تنمان را شوری زاغی، سرایدارمان را سرطان پسرش گاوهای گرسنه اش را فروخت
باید ورزش کنم تقاضای زنده بودنم را پست کنم
قرصهای ویتامینم کو؟
شیما کلباسی
چمخاله: منطقه ای در نزدیکی لنگرود
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Saturday, January 14, 2006
|
|
Friday, January 13, 2006
  دیشب به مدت بیست دقیقه کانال سلام را نگاه کردم که از آمریکا پخش می شود... سخنورانش خیلی سعی دارند جذاب و لوند باشند... و بیننده را یاد این شیخ مسیحی آمریکایی می اندازند... آخوند ایرانی شبکه سلام که با وقاحت از انواع گناهان کبیره و صغیره سخن می راند در میان دایره های متعدد هم نشسته بود تا استغفرالله و ربی اتوب و الیه مردم دچار توهم نشوند که جناب شیخ چون سرداران میهن اسلامی... پاسدار مبارز احمدی نژاد و شیوخ طناز و فریبنده خاتمی و رفسنجانی و رهبر همیشه در ماتم ملت مظلوم فلسطین، جناب خامنه ای (یکی نیست به این بابا بگه تو که می خوای واسه فلسطین دل بسونی اول یک کاسه واسه ملت خودت گریه کن/ به ایرانیهایی هم که هی دم از فلسطین می زنند باید گفت چند بار واسه بهایی های ایرانی یا زندانیهای سیاسی ایرانی دل سوزوندین!)... در میان هاله نور روحانیت فرو نرفته است! در تمام مدتی که صحبت می کرد یاد اماکنی بودم که امثال وی در کشورهای غربی تحت عنوان مسجد و مراکز تدریس اسلامی به راه انداخته اند و در واقع مراکز تغذیه و ترویج فساد اخلاقی و تبلیغ جهاد/تروریسم مذهبی/عقیدتی هستند... اگر چند باری به این اماکن در ظاهر مقدسه بروید... می بینید که برخلاف تصورتان تلوزیون جعبه سیاه شیطانیست، شما و سوالهایتان بوی کفر می دهید وآمریکا دشمن مسلمانان است! --- عکسها برگرفته شده از سایت الف-ب ژورنالیست--------------- تا همین جا هم کلی بدبختی کشیدیم از تحریم، بعد مردک فلان فلان شده میاد راست راست دنیا رو علیه ایران می شورونه و به سری عوضی ِ پاچه خوار دیگه هم پیدا می شن و می گن مردم ما آماده ی تحمل تحریم ها هستن، دولت ما خودش رو آماده کرده، ما رو نترسونین ...برگرفته شده از وبلاگ بارانه --- راننده با لهجه تركي مي گفت: ميگن امريكاميخواد بياد بمب اتم بندازه اينجا..اين مردم لايق بمب اتم نيستند بايد انداختشون تو يه چاله با كلوخ زد تو سرشون تازه كلوخ هم حيفشونه كلي كار مي شه باشون كرد...برگرفته شده از وبلاگ گیس طلا
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Friday, January 13, 2006
|
|
Wednesday, January 11, 2006
Middle East: as delicious as the fresh baked bread is to the hungry eyes
My fellow blogger... Imshin from Israel has written about Sharon with a link to Sabra and Shatila... anyway... tonight while watching Walking the Bible : A Journey by Land Through the Five Books of Moses... I thought... regardless of the hardship I have experienced because of being an Iranian ... I am happy to have the word "Iran" stamped as my birthplace (on my Danish passport)... to be able to speak Persian... and understand the Middle Eastern mentality and their/our/my way of life/living. There is something majestic and magical in being from the Middle East... something like... when the heart trembles with desire and/or love... something unknown to the rest of the world... something as delicious as the fresh baked bread is to the hungry eyes. --------------
پز سانسور توسط ارشاددوستم ( شاعر هست و خیلی هم راستگو و واسه همین راستگو بودنش دوستش دارم): الان مدتی هست مد شده که مردم بگویند کتابشون رو سانسور می کردند تو ایران و برای همین مجبور شده اند اینجا چاپ کنند من: عجب! اینها گروه سنیشون چیه؟ دوستم: نسل قدیم من: آخه از برگ و بارون نوشتن که دیگه ارشاد چیکار می خواد بکنه! دوستم: مثلا اگر این کتاب سنگسار ت رو ایران می خواستی چاپ کنی ... ... همون عنوانش رو می دیدند یا این کتاب من که تمام موضوعاتش مشخصه اجازه چاپ هیچوقت پیدا نمی کنه... من: فکر کنم اینها چریکهایی بودند که اسلحه هاشون رو مجبور شدند زمین بگذارند از ایران بروند (با احترام برای چریکهای واقعی... والله خودمم یکپا چریکم... تو دانمارک که زندگی می کردم یک دوره ای سرباز دفاع بودم... و دوران سربازی کلی... با چراغ و بی چراغ اسلحه باز کردم و بستم و پاک کردم و تیر اندازی کردم... شب و روز و نصف شب کلی بی خوابی کشیدم... عکسمم می گذارم که نه ماه بعد از زایمان دختر قبل از تحویل دادن وسایلم عکس گرفتم!) ... اینجا ریششون ریخته مجبورند برای حفظ ظاهر بگویند کتابشون رو ارشاد اجازه چاپ نداده. دوستم: و بعد می دونی که دارند دروغ می گویند... تو چشم مردم هم نگاه می کنند و این رو می گویند . -------------- A new opinion poll in Afghanistan is very revealing. 83% of Afghans say their country is moving in the right direction. 81% of Afghans view the US favorably, with 83% approving of US troop presence in-country. Meanwhile 88% have an unfavorable view of the Taliban, 82% think overthrowing them was a good thing, and (drum roll) 90% view Osama bin Laden unfavorably, with 75% of that total being "very unfavorable." طبق این نظر سنجی 83 درصد افغانها موافق بودن ارتش آمریکا در افغانستان هستند.

Protesting against the mistreatment of political prisoneers in Iran
"Political prisoners in Iran live in the worst of conditions. Many of them have lost function in parts of their bodies as a result of the medieval tortures. The prisoners are constantly harassed, their cells raided and their belongings are looted regularly. Many political prisoners are kept in solitary confinements for prolonged periods. The Iranian government accepts no responsibility to provide food, medical care and even security for the lives of the political prisoners. Political prisoners Afshin Baimani, Valiyollah Feyz-Mahdavi, Amir Hossein Heshmat Saran, Arjan g Davoodi, Yaser Majidi, Heydar Noroozi, Hojjat Zamani, Asad Shaghaghi, Behrooz Javid Tehrani, Mehrdad Lohrasbi and Alireza Karam Kheyrabadi have gone on hunger strike to protest the inhumane treatment of the political prisoners in Iran and demand an inspection of the prisons in Iran by an International Committee."
Please sign this petition.
...وب سایتی است که چند روز پیش دوست بسیار عزیزی لینکش را برایم فرستاد انقلاب اسلامی به روایت تصویر--------------------- مدت چند هفته است که با وبلاگ فرنگوپولیس آشنا شده ام و قسمتی از مطلب امروزش برایم جالب بود... اینکه مهدی جامیعزیز که چندین سال پیش با هنر محسوس عکاسی اش آشنایی پیدا کردم می خواهد در تحليل مکتب کانادايی وبلاگ نويسی مطلبی بنویسد. از این جهت جالب است که وبلاگها مثل "سفره" اند. ------------------- امروز صبح دختر جون بیا اسباب بازیهات رو جمع کن ... کتابهات رو بگذار سر جاشون که ببرمت مهدکودک دختر کوچولو: ببخش مانی! اما من الان دارم مگزین نگاه می کنم. شیما: به فارسی می شه مجله... مجله ات رو نگاه کن بیا کمک کن وسایلت رو بگذاریم سرجاشون دختر کوچولو: تا پنج دقیقه دیگه... ورق... ورق... ورق... من این کتاب رو دارم... خوب مانی حالا اومدم... این ساعت من شکسته باید بندازم دور شیما: نه عزیزم بنداز تو این جعبه ... چیزایی که سالمند ولی نمی خوای رو بنداز اینجا تا جمع بشن بعد یک فکری واسه اشون می کنیم... این رو هم بگذار اونجا-اشاره به یکی از هزار کتاب سیندرلا و شاهزاده خانوم و اسب بالدار- دختر: ولی مانی... ببخش این برای من سنگینه من نمی تونم بگذارم سرجاش چند دقیقه بعد دختر کوچولو دوچرخه اش را کشان کشان داره می بره شیما: جل الخالق!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Wednesday, January 11, 2006
|
|
Monday, January 09, 2006

سر میز صبحانهمن:... پ:... دختر کوچولو: آر یو سیریس؟ من: عزیزم با مانی باید فارسی حرف بزنی... به فارسی می شه... جدی میگی؟ دختر کوچولو: آر یو سیریس؟ من: به فارسی می شه... جدی میگی؟ دحتر کوچولو: آر یو سیریس؟ پ: یا به فارسی می تونی بگی... راست میگی؟ دختر کوچولو: آر یو سیریس؟ من: آره عزیزم جدی میگم... امروز معلمت رو ببینم باهش فقط فارسی حرف میزنم... میگم... سلام خانوم د... حال شما چطوره... بعد اونم به انگلیسی می گه... من که فارسی نمی دونم شما چی میگی... دختر کوچولو در حالی که دستش رو زیر چونه اش زده: فکر کنم امروز بابا من رو مدرسه می بره. -------------------------------------------------------------------------------------- "وقتی مدرسه میرفتم با اینکه شاگرد درسخونی نبودم همیشه نمرهی دیکتهم بیست میشد. به درستنویسی علاقه داشتم... متاسفانه ما به این غلطنویسیها داریم عادت میکنیم. تو وبلاگها که قربونش برم چیزی که زیاده غلط دیکتهست. وارد وبلاگی میشی که اینطوری شروع کرده: منه خر، منه احمق تا کی باید گوله ترو بخورم. وبلاگنویس پر سابقهای همیشه تعیین رو تأیین و تأمین رو تعمین مینویسه به تذکرات دیگران هم اهمیتی نمیده. فکر میکنه موضوع نوشتهش مهمتره ولی توجه نمی کنه دیگران یواش یواش به اشتباه میافتن." برگرفته شده از وبلاگ زیتون
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Monday, January 09, 2006
|
|
Sunday, January 08, 2006


امروز پ به حال نبود و می خواستیم زودتر از خونه بزنیم بیرون و بریم یک وری توی یک کافه ای ولو بشیم و کاپاچینو بخوریم و دختر هم شیر کاکایو و برای خودمون غرولند کنیم که این چه ایالتی هست دیگه... که دیروز سردترین جای آمریکا بوده و خسته شدیم از این همه برف و من بگم می خوام بریم نزدیک مادر شوهرم زندگی کنیم که دختر کوچولو بتونه مامان بزرگش رو زود به زود ببینه و از این قبیل حرفها و آرزوهای کوچولو و قلقلک دهنده... که دیدیم دختر کوچولو پاش رو تو یک کفش کرده که نخیر اول باید بریم بازیک... که من پولم رو جمع کردم برم اسب پرنده سوار بشم و اگر من رو نبرین من تو ماشین می شینم و توی کافه نمیام... من و پ هم کر کر و خنده -چه کار بدی- که آخ خوشگلمون چی داره میگه... که دختر کوچولو گفت به من نخندین... ما هم گفتیم نه خوشگل-عاقل ما به تو نمی خندیم ... خوشحالیم -سر بچه رو که نمی شه کلاه گذاشت داشتیم از خنده غش می کردیم- که اینقدر روی حرف خودت اصرار می کنی و خیلی هم بهت افتخار می کنیم و با اینکه دو تاییمون واقعا حوصله مال/بازار و شلوغی نداشتیم رفتیم که فسقلی به خواسته اش برسه... در عوض چون پولهاش رو به اندازه کافی جمع نکرده بود که بتونه برای خودش اسباب بازی بخره فقط اجازه دادیم که تا دلش می خواد توی مغازه والت دیسنی وول بخوره بدون اینکه چیزی بخره... چیکار کنم والله اسم اصفهونیها بد دررفته - گرچه جد پدری خودم آیت الله کلباسی هم اصفهانی بوده.
جدیدا دختر کوچولو اگه یادش نیاد چی به فارسی چی می شه....از نامهای مشابه استفاده می کنه... مثلا می خواد بگه غداش رو خورده و برنده شده... گاهی که یادش نمیاد می گه پروانه شدم... یا توی کلاس تکواندو باید امضا کنیم میگه بنزین بزنیم... یا آب انار رو میگه آب نوار... خلاصه دختر جونم خیلی دوست دارم... خدا به جرج بوش پسر عمر بده که بالاخره می تونی فارسی تو مدرسه یاد بگیری بدون اینکه ما مجبور بشیم با هم کلنجار بریم و تو سر و کله هم بزنیم که به تو فارسی نوشتن یاد بدم... تا به قول بابام بچه ام یک وقت بی سواد فارسی نمونه... و اینها رو امیدوارم روزی بخونی... و ببینی که تموم لحظه های زندگی من و پ، پر از تو هست... دوستت دارم دخترک/ پیکاسوی عزیزکم.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Sunday, January 08, 2006
|
|
Friday, January 06, 2006
زبان فارسی در كودكستانهای آمريكا بوش برای تقويت امنيت ملی آمريكا خواستار تدريس زبان فارسی در كودكستانها شد. دولت آمريكا با تخصيص ١٣ ميليون و ٢٠٠ هزار دلار در صدد تربيت ٢٠٠٠ كارشناس زبان های فارسی، چينی، روسی، عربی، هندی و زبانهای آسيای ميانه تا سال ٢٠٠٩ می باشد. ------------ My friend sent me this link writing: "Isn't this strange?? Now they can claim that it, "curse", works."
I do think it's a bad timing for Ariel Sharon to die. Unlike some... I don't say this because of the sabra and Chatila refugee camps massacre but the recent hope for the prospects of peace.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Friday, January 06, 2006
|
|
Thursday, January 05, 2006
یکماهی هست که می خواهم لینک سایت علیرضا زرین را بگذارم... با نوشته های دکتر زرین چندین سال پیش در مجموعه ایکه به همت پرسیس کریم و محمد مهدی خرم جمع آوری و ویراستاری شده بود آشنا شدم... نظرم را راجع به کتاب کرمانشاهنامه زرین در اینجا گفته ام... نظر نانام و پیمان وهاب زاده را هم می توانید بخوانید. ---------- But this is a mafia war that could widen to involve real armies in Syria, Lebanon, Israel and even distant Iran. What makes the Syria-Lebanon situation especially volatile, Jumblatt explained, is that it is linked to the radical new Iranian regime of President Mahmoud Ahmadinejad. He argued that Iran is using its alliance with Assad and Hezbollah in its larger strategic battles against Israel and the United States. "It's as if we are defending Iranian nuclear facilities from the border of Lebanon," he said.
David Ignatius -----------
چند شب پیش
من: دختر جون بریم بالا که دیگه لباس خوابت رو بپوشی... بری دستشویی و مسواک بزنی و موهات رو شونه کنی بخوابی دختر کوچولو: ولی مانی الان که زوده هنوز من: آره امشب باید زودتر بخوابی که شاید سیندرلا بخواد بیاد تو خوابت ... مانی هم تب داره می خواد زودتر بره بخوابه تلق تلق تلق... دختر کوچولو بوس شب بخیر می کنه و بدو بدو با کفشهای قرمز براق می دوه بالا...تلق تلق تلق
صبح که شد
پ: عجیبه ها دختر کوچولو هنوز خوابیده برم ببینم چی شده پ: دختر جون بلند شو مهد کودکت دیر می شه دختر کوچولو: بابا بیدارم نکن. من باید هنوز بخوابم سیندرلا هنوز نیومده ------- دیشب تو مغازه قسمت لباس خوابها و لباسهای زیر من در حال گشتن دنبال لباس خواب نخی ام که می بینم دختر کوچولو با یک کرست /سوتین صورتی مکش مرگ ما آمده جلوم واستاده که مانی این رو برای شما آوردم... من: عزیزم این واسه من کوچیکه (چاقی هم عذابی شده واسم) خوب مانی پس این رو واسه من می خریم؟ من: این واسه شما بزرگه عزیز م بریم ببینیم چیزی اندازه شما هست دختر کوچولو: من می دونم! این چی این اندازمه؟ من: نه مانی... فکر کنم باید بازم بزرگتر بشی تا اینها اندازت بشه
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Thursday, January 05, 2006
|
|
Wednesday, January 04, 2006
شیما! اولین مسیولیتت در قبال خودته... مواظب خودت باش
Sheema! your first priority is to take care of yourself.
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Wednesday, January 04, 2006
|
|
Tuesday, January 03, 2006
 I am recovering from another self-discovery. اگر خدا بخواد... یواش یواش از یک مرحله دوباره-خود شناسی باز دارم میام بیرون!
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Tuesday, January 03, 2006
|
|
Sunday, January 01, 2006
فدراسیون دانشجویان ایرانی طرفدار صلح و حقوق بشر – شاخه ترکیه : امیر فرشاد ابراهیمی عضو فعال "فدراسیون دانشجویان ایرانی طرفدار صلح و حقوق بشر " که به منظور دفاع از تز دکترای خویش به ترکیه بازگشته است شامگاه روز گذشته 29 دسامبر2005 در حالیکه به دعوت بخش خبر تلویزیون دولتی ترکیه " ت ر ت " در یک میزگرد تلویزیونی در رابطه با احتمال حمله آمریکا به ایران و سیاستهای خصمانه دولت احمدی نژاد ، حضور داشته ، توسط افراد ناشناس محل اقامتش مورد کاوش و سرقت قرار گرفت
|
#
posted by
Sheema Kalbasi : Sunday, January 01, 2006
|
|